معرفي كتاب : گويندگي و فن بيان

معرفي كتاب : گويندگي و فن بيان

عنوان كامل: در جستجوي زبان معيار گويندگي و فن بيان

نویسنده :  امیر نوری

سال انتشار    1384

انتشارات :   تحقیق و توسعه رادیو (صداو سیما)

تعداد صفحات : 246

چاپ اول

موضوع : زبان معیار

 

كتاب "ايران در چهار كهكشان ارتباطي" منتشر شد

كتاب «ايران در چهار كهكشان» ارتباطي به تاليف دكتر مهدي محسنيان راد ازسوي انتشارات سروش منتشر شد.

به گزارش خبرنگار سرويس رسانه‌ي خبرگزاري دانشجويان ايرا (ايسنا)، محسنيان راد، در اين اثر جديد سه‌جلدي خود، كوشش كرده است كه تاريخ ارتباطات ايران را با الهام از نظريه‌ي سه ‌كهكشان مارشال مك لوهان (Marshal McLuhan) مرور كند.

او در مسير همين كوشش، به اين نتيجه رسيده است كه تمدن كهني چون ايران، به‌جاي سه كهكشان - شفاهي، گوتنبرگ و ماركني - چهار كهكشان ارتباطي را طي كرده است.

كتاب كه گويا حاصل تلاش هفت‌ساله‌ي مولف آن است، در سه جلد و با حدود دوهزار صفحه منتشر شده است. در انتهاي جلد سوم، خلاصه‌اي از محتواي سه جلد، به زبان انگليسي آمده كه معرفي حاضر، از متن يادشده اقتباس شده است:

در فصل اول، بحث درباره نخستين كهكشان را با آثار بازمانده از دوردست‌هاي پيش از تاريخ آغاز كرده و از تصاوير عجيبي سخن گفته كه انسان ساكن ايران، بر ديواره غارها و پهنه‌ي كوه‌ها از خود به جاي گذاشته است.

روايت ايران از دومين كهكشان ارتباطي، طولاني‌ترين بخش كتاب است كه حدود 41 درصد حجم كتاب را شامل و از پنج فصل تشكيل شده است.

سبك نگارش كتاب از اين به بعد تغيير كرده و زمينه تاريخي - اجتماعي و حاشيه فرهنگي حاكم بر هر مقطع از زمان به‌كارگيري ابزارها و شيوه‌هاي ارتباطي، مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال، در نخستين فصل كهكشان دوم، ابداع فن‌آوري انتقال پيام‌هاي نوري و همچنين ايجاد بيل‌بورد بسيار بزرگ سنگي كه بيشتر شبيه روزنامه‌هاي امروزي است، محصول زمينه تاريخي – اجتماعي آن عصر معرفي شده است.

نويسنده كتاب ايران در چهار كهكشان ارتباطي معتقد است كه آن رويداد تاريخي، انگيزه اختراع هوشمندانه‌اي در زمينه فن‌آوري‌هاي ارتباطات شده كه در عصر خود، مي‌توانسته است همانقدر اهميت داشته باشد كه اختراعات پيچيده امروزي در حوزه اطلاعات - ارتباطات (ICT).

دكتر محسنيان راد، به تقليد از مك لوهان كه دو كهكشان خود را به نام دو مخترع فن‌آوري ارتباطات (گوتنبرگ و ماركني) نامگذاري كرده است، با در نظر گرفتن سهم داريوش در به‌كارگيري برج‌هاي انتقال پيام نوري و سهم ماني در تكثير پيام، نام كهكشان جديد را داريوش + ماني يا كوتاه شده آن، «دارماني»، انتخاب كرده است.

سومين فصل كهكشان دارماني، با توصيف عصر بعثت پيامبر اسلام (ص) آغاز شده و نويسنده نشان مي‌دهد كه چگونه يكي از كم‌نظيرترين اقناع‌هاي عميق و وسيع به وقوع پيوسته است. او در ادامه، از دوراني صحبت مي‌كند كه نوعي مردم‌سالاري ديني در ايران به‌وجود آمده كه يكي از شاخصه‌هاي آن، مصرف بالاي كاغذ در جامعه بوده است.

در همين فصل، به يكي از پر راز و رمز‌ترين ارتباطات ميان فردي توجه مي‌شود كه در سال 1244 ميلادي، در بخشي از ايران كه هنوز مغولان به آنجا نرسيده بودند، ميان مولوي و شمس تبريزي برقرار مي‌شود. حاصل اين مراودات، كتاب‌هاي مولوي و شمس تبريزي است كه نه‌تنها ميراث فرهنگي ايرانيان، بلكه اثري ماندگار براي همه جهانيان است.

آخرين فصل كهكشان دارماني، با عنوان «واقعيت مجازي» به توضيح جزييات يكي از عظيم‌ترين پروژه‌هاي پروپاگاندا در طول تاريخ پرداخته است؛ پروژه‌اي كه هدف آن ايجاد اختلاف ميان جوامع مسلمان بوده است.

اما مباحث مربوط به كهكشان گوتنبرگ، 23 درصد صفحات كتاب را شامل شده است. اولين فصل اين بخش با عنوان «فرصت از دست رفته» به ماجراي اختراع دوباره ماشين چاپ حروف مجزاي گوتنبرگ در ايران پرداخته و نشان مي‌دهد كه چگونه در سال 1639 ميلادي، يكي از كشيشان كليسايي در جلفا - كه امروزه يكي از محلات شهر اصفهان در مركز ايران است - صرفاً با ديدن يك انجيل چاپي، به كمك تخيل فن‌آوران بازار حكاكان اصفهان، ماشين چاپي را مي‌سازد.

دومين فصل از بخش كهكشان گوتنبرگ عنوان نمادين «تأخير» را دارد؛ اگرچه مقصود از تأخير، فاصله انتشار كاغذ اخبار به‌عنوان اولين روزنامه فارسي ايراني در سال 1837 نسبت به 200 سال قبل از آن، يعني ساخت ماشين چاپ جلفاي اصفهان است. اما خواننده به‌وضوح آثار تأخير در حوزه‌هاي ديگر، بويژه دوري از استبداد حكومت و رهايي از سلطه سانسور را كه در جوامع غربي آغاز شده بود، در عصر ورود اولين رسانه مدرن به ايران مي‌بيند و تلخي مفهوم كشور عقب مانده را حس مي‌كند. البته همين رسانه‌هاي نوپا، شمشير دولبه‌اي مي شوند كه اگرچه استبداد از طريق آن‌ها سلطه بر افكار عمومي را توسعه مي‌دهد، ولي به عواقب افزايش ماهيت «رؤيت‌پذيري» خود نيز دچار مي‌شود.

ورود سينما به ايران، با نام مظفرالدين‌شاه همراه است. او همان است كه به فرمان پدربزرگش، نخستين روزنامه در ايران منتشر شد. وي تابستان سال 1899 ميلادي، همراه با عده‌اي از درباريان، براي بازديد نمايشگاه بين‌المللي پاريس و برج ايفل، با وام دريافتي از روس‌ها راهي اروپا شد. در همين سفر بود كه شاه، شيفته سينما شد و با خريد يك دوربين فيلمبرداري، سينما را به ايران آورد.

مظفرالدين‌شاه، سواي آنكه تصويري متحرك از خود باقي گذارد، با ضبط صدا بر روي دستگاه سيلندر اختراعي اديسون، قديمي‌ترين صداي ضبط شده در ايران را نيز به نام خود ثبت كرد. او در بستر مرگ بود كه سند پيروزي انقلاب مشروطيت را امضا كرد. اين سند، عملاً آغاز دوره‌اي است كه نويسنده، از منظر تاريخ ارتباطات ايران، آن‌را شروع عصر جدل ميان سنت و تجددناميده است.

آخرين فصل كهكشان گوتنبرگ با عنوان «سنت يا تجدد» به نقش منبر و شبنامه‌ها در پاسداري از سنت و نقش حمايت روزنامه‌هاي متكثر سال‌هاي آغازين پيروزي انقلاب مشروطيت از تجدد پرداخته است.

محسنيان راد با ارايه اسنادي از اين اختراع ساده و هم كمتر شناخته شده ايرانيان، نشان مي‌دهد كه چگونه صدها چاپخانه دست‌ساز در اين‌سو و آن‌سوي كشور به‌وسيله طبقات مختلف مردم ساخته شد. به‌عنوان مثال، نشان مي‌دهد كه در شهر شيراز كه روزگاري تعداد درخواست براي روزنامه دولتي منتشر شده، در پايتخت فقط 66 نسخه بود، حداقل 26 چاپخانه مردمي تأسيس شد و آن‌ها توانستند در دوره حكومت احمدشاه قاجار، ظرف يكسال، 199 كتاب منتشر كنند. به اين ترتيب، انحصار رسانه‌يي دولت به‌شدت شكسته شد و در مقابل تجددخواهي رسانه‌هاي دولتي، تكثر وسيعي از ديدگاه‌ها منتشر شد. اما اين دوران بسيار كوتاه بود و كودتاي رضا ميرپنج، به زوال تمام چاپخانه‌هاي چرخ چاهي منتهي شد. او با حكومتي غيرمشروطه، آرزوي‌هاي سلطنت مشروطيت را كه ميوه به‌بار نشسته درخت انقلاب مشروطيت بود، از بين برد و در سال‌هاي آخر سلطنت خود با تأسيس فرستنده راديو، به عنوان يك رسانه ملي و سراسري كه مي‌توانست كار يكسان‌سازي جامعه را تسهيل بخشد، ايران را وارد كهكشان ماركني كرد. در همين دوران بود كه نمايندگان گوبلز در ايران بي‌طرف در جنگ جهاني دوم، تبليغات گسترده مطبوعاتي را براي رايش و هيتلر دنبال كردند. اما به‌زودي با بركناري رضاشاه از سلطنت و تعيين فرزند كم سن و سال و متجدد او به پادشاهي، نوبت تبليغات گسترده متفقين آغاز شد كه در پايگاهي واقع در دهلي، محصولات مطبوعاتي و راديويي را توليد و روانه ايران مي‌كردند.

در عصر راديو، آگاهي سريع از رويدادهاي مهم براي ايرانيان نيز فراهم شد. اگرچه خبر پايان جنگ جهاني دوم، مي‌توانست مهم‌ترين خبر آن عصر باشد، اما آنچه كه رسانه‌ها درباره ملي شدن نفت ايران و متعاقباً درگيري دكتر مصدق، نخست وزير باتجربه و ملي‌گرا با پادشاه جوان منتشر مي‌كردند، از مهم‌ترين اخبار آن عصر بود؛ عصري كه راديو در كنار مطبوعات توانست در شكل‌گيري افكار عمومي در طرفداري يكپارچه از ملي شدن نفت ايفاي نقش كند.

در فصل «عصر راديو» گفته شده كه روز 19 اوت سال 1953، پس از قطع يكباره برنامه‌هاي راديو و مدتي سكوت، پخش خبر سقوط دكتر مصدق از راديو، چگونه عقده حقارتي را موجب شد كه تا 25 سال بعد نيز دوام آورد. (بعدها معلوم شد كه سقوط مصدق در سال 1953، دستاورد طرح تبليغاتي ـ نظامي مشترك آمريكا و انگليسي بوده كه رسانه‌هاي امروز ايران، از آن با عنوان كودتاي آمريكايي ياد مي‌كنند.) پيروزي كودتا، رويدادي بود كه در خط مشي عصر پس از راديو در ايران نيز مؤثر بود.

دومين فصل كهكشان ماركني، با عنوان «عصر تلويزيون» با موضوع تأسيس اولين فرستنده تلويزيوني در ايران در سال 1958 آغاز مي‌شود. اين براي اولين‌بار بود كه تولد يك رسانه در ايران ازسوي بخش خصوصي انجام مي‌شد. به‌زودي فرستنده ارتش آمريكا در تهران نيز به‌كار افتاد. در همين سال‌ها بود كه تظاهرات و درگيري‌هاي خونين نظاميان شاه با طرفداران آيت‌الله خميني [قدس سره الشريف]، حكومت شاه را با كينه‌هاي كهن و تقابل ديرينه سنت و تجدد مواجه كرد. رهبري اين تظاهرات را مردي به عهده داشت كه از نفوذ مذهبي والايي برخوردار بود.

سال 1963 پس از سركوب تظاهرات مذهبيون، آيت‌الله خميني [قدس سره الشريف]. سه سال بعد فرستنده پرقدرت و متعاقباً رنگي تلويزيون دولتي به‌كار افتاد. به‌تدريج بار تجددجويي رسانه‌ها به آنجا رسيد كه جلال آل احمد، جامعه‌شناس خودساخته ايراني، واژه «غرب‌زدگي» را خلق كرد و مطبوعات ايران را «‌رنگين‌نامه» ناميد.

سومين فصل كهكشان ماركني، اگرچه عنوان «انقلاب اسلامي» را دارد، اما عملاً مروري است بر عملكرد رسانه‌ها در جريان و سال‌هاي اوليه پس از پيروزي انقلاب؛ انقلابي كه به‌خلاف انقلاب‌هاي مهم قرون اخير، بيشتر در تلاش دگرگوني نظام فرهنگي جامعه بود؛ تا تغيير نظام اقتصادي. نيروي جلوبرنده اين تغيير، در دست منبر، شعارهاي راهپيمايي، ديوارنوشته‌ها، نوار كاست، اعلاميه‌هاي زيراكسي، مطبوعات نوپاي كم‌تيراژ و رها از سانسور و راديوهاي خارجي بود.

حمله ارتش صدام حسين، همسايه غربي به ايران، دوران هشت‌اله‌اي را پديد آورد كه تقريباً، هر 10 روز، يك خبرنگار ايراني جان خود را از دست داد. ضمن آنكه در آن جنگ، سواي كشته‌شدگان، 54 خبرنگار نيز معلول و زمين‌گير شدند.

آخرين فصل كتاب با عنوان «دهكده جهاني و تهاجم فرهنگي، بازار پيام و تداخل فرهنگي» عملاً فصلي است كه نگاه به آينده ارتباطات در جهان، بويژه كشورهاي در حال توسعه، ازجمله ايران، دارد.

اگرچه تمركز اوليه اين فصل بر پيشگويي‌هاي سال 1964 مارشال مك‌لوهان درباره جهاني شدن و دهكده جهاني است، اما با نگاه او به گذشته، آغاز و با استناد به مقدمه‌اي كه بر كتاب امپراتوري‌ها و ارتباطات هارولد اي. اينس (Harold A. Innis) نوشته، اين نتيجه ارايه مي‌شود كه علت نگاه سه كهكشاني او، (به‌جاي چهار كهكشان) غفلت از تاريخ ارتباطات در آسيا، بويژه در ايران، بوده است.

ادامه فصل چهارده، به روزهايي مي پردازد كه ايرانيان براي نخستين‌بار حضور در دهكده جهاني را حس كردند و آن هنگامي بود كه در سال 1990، پوشش امواج پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره (Direct Broadcasting Satellite) بر فراز آسيا، ازجمله ايران، آغاز شد و پديده‌اي را به وجود آورد كه بيش از ساير كشورهاي جهان، بحث انگيز شد. علت اين بود كه محتواي برنامه‌هاي فرستنده‌هاي ماهواره‌يي بيگانه با معيارهاي انقلاب اسلامي نه تنها همخواني نداشت، بلكه در مواردي نيز در تعارض بود. همين امر سبب شد كه از همان آغاز، راديو تلويزيون ايران، اين نتيجه را به نقل از دولت‌مردان مطرح كند كه پديده جديد، پروژه تازه‌اي است عليه كشورهاي تحت سلطه و عملاً نوعي تهاجم است كه بايد آن‌را «تهاجم فرهنگي» ناميد. در مقابل، عده‌اي بر اين نكته پا فشردند كه آنچه اتفاق افتاده يك پروسه تاريخي است ـ نه يك پروژه ـ و اين ما هستيم كه بايد جايگاه خود را در اين پروسه بيابيم.

نويسنده در ادامه‌ي فصل، ضمن مقايسه تهاجم نظامي با تهاجم فرهنگي، نشان داده كه تفاوت اين دو، به‌مراتب بيش از شباهت‌هاي آن‌هاست. ازجمله آنكه تهاجم نظامي يك پديده دو عنصري و تهاجم فرهنگي يك مقوله سه عنصري است. ازسوي ديگر، به اين نكته پرداخته كه پروسه‌اي شكل گرفته كه مرحله اول آن مشابه دهكده‌اي است با همان ويژگي‌هايي كه مك‌لوهان آن‌را توصيف كرده است. اما اين وضيعت در دهه‌هاي آينده تغيير خواهد كرد و شرايطي به‌وجود خواهد آمد كه بيشتر شبيه بازارهاي سنتي قرن نهم ميلادي مشرق‌زمين خواهد بود؛ تا دهكده جهاني. شرايطي كه محسنيان راد آن‌را «بازار پيام» (Message Bazaar) ناميده است.

محسنيان راد در آخرين فصل كتاب، در انتهاي جلد سوم، مي‌گويد: خصلت دهكده جهاني، نوعي نابرابري ارتباطي را به دنبال داشت كه اجراي پروژه‌هاي تهاجم فرهنگي را در پروسه مورد بحث ممكن مي‌كرد. براي اثبات اين نظر از پروژه نگارش كتاب و متعاقباً توليد فيلم «بدون دخترم هرگز» ( Not Without my Daughter) ياد كرده كه تلاشي براي منفي نشان دادن باورها و فرهنگ ايران معاصر در چشم جهانيان بود.

اين چهره دانشگاهي مي‌افزايد: «به‌نظر من در آينده، فن‌آوري‌هاي ذخيره و پردازش اطلاعات به‌نحو بي‌نظيري افزايش خواهد يافت و به كمك هوش مصنوعي، ضمن آنكه ترجمه همزمان زبان‌هاي گوناگون براي انسان‌هاي ساكن سياره زمين عملي خواهد شد، امكان ايفاي نقش فرستنده و گيرنده پيام نيز ازسوي انسان آينده به نحو شگفت‌انگيزي افزايش خواهد يافت و سپهر ارتباطي جهان در اختيار انسان‌هايي قرار خواهد گرفت كه بتوانند هر دو نقش ارتباط گر (Communicator) و ارتباط گير (Communicatee) را ايفا كنند. در آن شرايط، عصر انحصار رسانه‌ها پايان خواهد يافت و انسان به انسان گزينشگر پيام تبديل خواهد شد. اين پديده سبب مي‌شود كه مخاطبان رسانه‌ها كه با عنوان توده (Mass) شناخته مي‌شدند، حسب نيازهاي ارتباطي و سلايق گوناگون خود، شبيه شيشه‌هاي متداخل رنگين، گزينشگر پيام‌هاي هم‌رنگ منطبق با نيازهاي متكثر خود شوند؛ پديده‌اي كه او آن‌را «همپوشاني چندرنگ» ناميده است.

 

منبع : گروه ارتباطات اراک

 

 

معرفي مجله راديو 30

عنوان مجله : رادیو

ویژه نامه : رادیوهای محلی ( نوع چاپ  : ماه نامه )

شماره مسلسل : 30

محل انتشار : دفتر پژوهشهای صداو سیما

مقالات

  1. اميدبخشي راديو  مقام معظم رهبري
  2. ايجاز درگفتار راديويي ليلا رضايي
  3. نويسندگي راديومراد مهدي نيا
  4. اخبار راديويي مايكل مكلر
  5. نشانه شناسي راديو فرزان سجودي
  6. تجزيه و تحليل كلام متون راديويي آنا شوچنكو
  7. اصول نگارش نمايش راديو يي تيم كروك
  8. چالش مذهبيون و راديو در سالهاي پس از شهريور 1320 رضا مختاري
  9. فرصتهاي خاص راديو در جذب مخاطب محمود سلماني
  10. بررسي نظام متني نمايش راديويي مژگان مخاطبي
  11. كار و فعاليت در راديو محلي پاول چنتلر و سيم هريس
  12. گذري بر تاريخچه نمايش راديويي در عرصه بين الملل تيم كروك
  13. ما در راديو جبهه حسين نور شاهي

 

روزنامه نگاران سال 2005، بيش از هر سالي كشته شدند

پنج شنبه 24 فروردين ماه 1385 / 12:06
جام جم آنلاين: سازمان خبرنگاران بدون مرز با ارائه گزارش ساليانه، اعلام كرد، سال 2005 طي ده سال گذشته، براي خبرنگاران جهان، پرخطرترين سال بود و بيش از هر سال ديگر، خبرنگاران كشته شدند. >>>

منبع : جام جمع آنلاین

سلام دوستان !

بالاخره کار تهیه روزنامه نگاری تخصصی ما هم به پایان رسید البته با زحمت بسیار زیاد دوست و همکلاسی عزیزم آقای روح الله قلعه .

اسمش راهم گذاشتیم «عصر تبلیغ » و تحویل استاد دادیم . لازم است از زحمات و راهنمایی های اساتید بزرگ و عزیزی که مارا در این کار یاری کردند تشکر کنم .

خانم دکتر رضوی

اقای دکتر اردستانی

و استاد فهمیزی 

 انشا الله به محض آماده شدن نسخه الکترونیکی آن را در وبلاگم می گذارم .

معرفي فصلنامه راديو و تلويزيون
عنوان مجله
راديو و تلويزيون
نوع چاپ
فصلنامه
تاريخ چاپ
پاييز 1384
شماره مسلسل
سال سوم شماره 1
محل انتشار
دانشكده صداو سيما 22014652
 
مقالات
 
1-  ساختار شناسي فيلم مستند خبري در تلويزيون دكتر احمد ضابطي جهرمي
2-  مديريت كيفيت جامع در سازمانهاي رسانه اي طاهر روشندل اربطاني
3-  ملاحظاتي در باره طراحي زمان مسعود اوحدي
4- حاكمان جديد رسانه هاي جهان را بهتر بشناسيم علي رضا كاوياني
5-  هنر واقعيت و سينما در قاب شناخت شناسي دكتر علي رجب زاده طهماسبي
6-  پست مدرنيست ها و تاثيرات فرهنگي آگهي ها كيومرث كلهر
7-  جهاني شدن و ارتباطات دكتر محمد دادگران
8-  آگرانديسمان :معماي واقعيت دكتر مهدي رحيميان
9-  شبكه ماهواره اسلامي دكتر حسن السوداني
 
منبع : گروه ارتباطات اراک
 

دوخبر از جام جم آنلاین

images/20060330/mi-shedyagh3.jpg روزنامه نگار لبنانی برنده جایزه آزادی مطبوعات یونسکو
پنج شنبه 10 فروردين ماه 1385 / 19:10
جام جم آنلاین: سازمان یونسکو، می شدیاق، روزنامه نگار لبنانی را که 25 سپتامبر سال گذشته هدف ترور نافرجام قرار گرفت، به عنوان برنده جایزه بین المللی آزادی مطبوعات انتخاب کرد. >>>
 
images/20060330/caroll3.jpg آزادی روزنامه نگار آمریکایی گروگان در عراق
پنج شنبه 10 فروردين ماه 1385 / 16:18
جام جم آنلاین: براساس آخرین گزارش های رسیده جیل کارول روزنامه نگار گروگان آمریکایی در عراق روز پنجشنبه 30 مارس توسط ربایندگانش آزاد شده است. >>>

مطلبی در مورد وبلاگ: از سایت استاد بزرگ دکتر یونس شکر خواه

وبلاگ : کارخانه مفهوم سازی

درباره چیستی وبلاگ هنوز جای مطالعه هست و هنوز باید درباره آن نوشت.
بخش هائی از یک مطلب تازه سیبستان و چند لینک دیگر در همین زمینه:
"...وبلاگ ايرانی کارخانه مفهوم‌سازی است. دستگاه معناسازی است. وبلاگ برد اجتماعی اوليه ای که برايش گمان می‌رفت ندارد اما برد نخبگانی‌اش کاملا قابل توجه است....
نقش/ کارکرد وبلاگ در حال حاضر اين است که «حلقه های مفهوم ساز»ی بين گروههايی ايجاد کرده که جنس بحث آنها از بحث های نخبگانی است....
وبلاگی که ديده نشود و خوانده نشود و مورد بحث کامنت‌نويسان و وبلاگ‌نويسان قرار نگيرد وبلاگ نيست...
اگر وبلاگ‌ها حلقه‌های بحث‌های نخبگان اند و اگر کار عمده آنها که بالقوه ارزش اجتماعی داشته باشد مفهوم‌سازی است روشن است که وبلاگ‌نويسان بايد به اين دو جنبه نقش بالقوه خود توجه خاصی داشته باشند. ممکن است بپرسيد مفهوم‌سازی چيست و چه ارزشی دارد. می گويم مفهوم‌سازی طرح انديشه و نظری است که پيش از آن مطرح نبوده يا برجسته نشده بوده و نور نورافکن صحنه بر آن نيفتاده بوده است. ارزش رسانه‌ای وبلاگ در اين زمينه کمابيش شبيه ارزش کميسيون‌های مجلس شورا ست. بحث‌ها در حلقه‌های کوچک طرح می‌شوند و تست می شوند و ورز می‌يابند و سپس می‌توانند راهی رسانه های بزرگ و روزنامه ها و کلاس‌های درس و مانند آن شوند. طبعا اين نگاه، ارزش آموزشی-کارشناسی وبلاگ را بسيار بالا می برد. ضمن آنکه توقع ما را از وبلاگ هم تنظيم می کند. امری که بسيار در آن خطا می کنيم..." متن کامل
در همین زمینه در دات آورده بودم :
فرایند دانش، نه محصول دانش
آيا وبلاگ ها نوع تازه اي از روزنامه نگاري هستند؟
برخی کارکردهای آموزشی و پژوهشی وبلاگ ها
وبلاگ‌ها و ماهی‌ها؛ در فاصله آرزوها و تحليل‌ها
وبلاگ نويس فرهيخته
چند كلمه درباره ماندگاري وبلاگ‌ها
وبلاگ : تجربه فرانسه
وبلاگ و فتوبلاگ در جامعه عکاسی ايران
بحث در مورد وبلاگ ها
نوعى از ژورناليسم
وبلاگ به عنوان تز دکترا
پايان نامه كارشناسي ارشد درباره وبلاگ
پايان نامه : وبلاگ
رویکرد علمی و آموزشی به وبلاگها
درباره وبلاگ نویسی
توپ کریستال ارتباطات

برنامه تبلیغاتی يکپارچه

"... در مدیریت تبلیغات، مجموعه عملیات برنامه ریزی شده برای تبلیغ کردن یک موسسه یا کالاهای آن.
برنامه تبلیغاتی توسط یک دفتر تبلیغاتی (یا یک شخص یا گروه که وظایف دفتر تبلیغاتی را انجام می دهد) تدوین و اجرا می شود و در واقع، سازمان بندی داخلی دفتر تبلیغاتی برای اجرای برنامه تبلیغاتی است..." [اینجا]
در همین زمینه:
فرهنگ تبلیغات: تبلیغات نامرئی يا تبليغات غيرآشکار
واژگان تبلیغات: تبلیغات پستی 

روزنامه نگاران باید بی طرف بمانند


"... موضوع بی طرفی در روزنامه نگاری همانند اخلاق حرفه ای روزنامه نگاران در طی 60 سال گذشته بتدریج بوجود آمده است. روزنامه نگاران به عنوان تولید کنندگان اطلاعات که به نوعی بخشی از اعتبارشان را درسایه ارائه گزارش های بی طرفانه کسب کرده اند، برای بهتر شدن وضع روز بروز بر تلاش خود افزوده اند. بی غرضی و دیگر معیارهای مرتبط با بی طرفی و رعایت انصاف، امروزه برای روزنامه نگاران بسیار مهم و حتی مقدس تلقی می شوند همانند پای بندیهای حرفه ای آنان به کشف حقایق و تهیه گزارشات عینی. لکن هنوز دست یابی به کمال مطلوب برای آنان غیر ممکن به نظر می رسد..." [کامل]