
دفتر مطالعات و توسعه رسانهها به تازگی كتاب "روزنامهنويسي" تالیف وينفورد هيكس، سالي آدامز و هريت گيلبرت را با ترجمه عليرضا باستاني منتشر كرد.
كتاب روزنامهنويسي يكي از جديدترين كتابها در زمينه آموزش شيوههاي مختلف نگارش در مطبوعات است. اين كتاب در پنج فصل با ارائه روشهاي صحيح نگارش، چگونگي تهيه و تنظيم مقاله، خبر، نقد و تحقيق را آموزش ميدهد. نويسندگان كتاب، مخاطب را با سبكهاي مختلف نگارش آشنا ميسازند.
نگارش روان و دقيق اساسيترين بخش كار روزنامهنگاري است كه بدون بهرهمندي از آن اخبار مهم، داستانهاي جذاب، تحليلها و ديدگاهها، شايعات و عقايد براي خوانندگان هرگز قابل فهم نخواهد بود.
نوشتن بهخوديخود خوشايند و جذاب است زيرا بايد سعي كرد تا با گزينش كلمات مناسب در جملات، پاراگرافهايي را خلق كرد كه مفهوم موجود در ذهن نويسنده را بر روي كاغذ منتقل كند و ضمنا بازخورد مثبت سردبيران، روزنامهنگاران و خوانندگان را به دنبال داشته باشد.
اين كتاب راهنماي عملي براي تمام كساني است كه در روزنامهها و نشريات دستي در نوشتن دارند. روزنامهنگاران حرفهاي، دانشجويان روزنامهنگاري و كارآموزاني كه در امور تبليغاتي، سرگرمي و ديگر موارد مشغولاند نيز از مخاطبان بالقوه اين كتاب هستند.
دكتر محمد سلطانيفر در ديباچه اين كتاب آورده است: خبر پرارزشترين كالاي امروز است و در دنياي اطلاعات نقش خبرسازان داراي اهميت فزاينده؛ چرا كه خبرسازان امروز، در واقع سازندگان فراواقعيتهاي رسانهاي هستند. فراواقعيتهايي كه در ساختار و فرايندهاي دنياي نوين، تاثيرگذارتر از واقعيات عمل ميكنند. از اين زاويه ديد، اخبار به جاي اينكه انتقالدهنده واقعيات باشند، سازنده واقعيات نوين هستند. در اين فرايند ساخت واقعيت هر يك از رسانهها به شيوه مدنظر و خاص خود عمل ميكنند. به بيان ديگر، رسانههاي دنياي معاصر هر يك به تنهايي داراي سبك رسانهاي ويژه خود هستند كه به ترمينولوژي موسوم است. هماينك رسانهها هر يك داراي Journalism Terminology يا News Media Terminology خاص خود هستند. همين ترمينولوژي حاكم بر هر يك از آنان است كه در جريان ساخت و انتقال واقعيت، تعيينكننده مسير اخبار آنان ميشود. و همين ترمينولوژي خاص آنان است كه گفتمان رسانهاي خاص آنان را در فضايي كه ديگر رسانهها نيز حضور دارند، متمايز ميسازد.
در اين راستا، هر رسانه در ساخت متن رسانهاي خود از كلمات، جملات و اصطلاحات و نيز چينش خاصي بهره ميگيرند. حتي در طراحي تاكتيكها و فراتاكتيكهاي خبري كه در بحرانهاي سياسي نقش اول را ايفا ميكنند، محل مانور استراتژيستهاي خبري و رسانهاي، همين دايره انتخاب آنها از كلمات، جملات، اصطلاحات و سبك چينش اين عناصر در كنار يكديگر است.
به بيان ديگر دستكاري در اخبار و اطلاعات، كه به صورت تاكتيكها و فراتاكتيكهاي خبري ـ رسانهاي در ساخت يك گفتمان رسانهاي ظاهر ميشود، بدون بهرهگيري از كلمات، جملات، اصطلاحات و نيز چينش خاص آنها غيرممكن است. استراتژيستهاي خبري براي طراحي و ساخت انواع تاكتيكها و فراتاكتيكهاي رسانهاي، نظير تاكتيك تغيير معناي رسانهاي تاكتيك تحريف، جنجالآفريني خبري، تاكتيك خشونت مطبوعاتي و ... از انواع متنوع نگارش روزنامهنگاري بهره ميگيرند.
در عصر كه جنگ رواني به معناي سنتي آن، جاي خود را به مديريت برداشت نخبگان داده است، ميزان توانايي رسانهها در وادار كردن نخبگان و تصميمسازان سياسي به اينكه در چه چارچوب فكري موضوعات را تحليل كنند، نيز به انواع سبكهاي نگارش رسانهاي بستگي پيدا كرده است.
بر اساس آنچه در راستاي اهميت بهرهگيري از كلمات، جملات، اصطلاحات خاص و چينش خاص آنها و نيز بهرهگيري از سبكهاي نگارش رسانهاي در ساخت گفتمانهاي رسانهاي برشمرده شد، ترجمه كتاب روزنامهنويسي داراي اهميتي بسيار فراتر از حوزه روزنامهنگاري و رسانهاي صرف است. رويكرد اين كتاب به سبكهاي نگارش رسانهاي، اگرچه بيشتر با تاكيد بر بهرهگيري مناسب روزنامهنگاران و رسانهايها از نگارش روزنامهنگاري مطرح ميشوند، اما گستره تاثيرات آن همانطور كه بيان گرديد ميتواند بسيار فراتر از محدوده مطرح شده باشد.
اين كتاب در پنج فصل به شرح زير تدوين يافته است:
فصل اول: در اين فصل مقدماتي راجعبه كتاب و آنچه كه در آن آمده بيان شده و علاوه بر آن قسمتهايي نيز به ايجاد آمادگيهاي لازم براي شروع نوشتن اختصاص داده شده است.
فصل دوم: اين فصل مخاطب را با خبر و شيوههاي خبرنويسي و انواع آن آشنا ميسازد و ضمن آموزش، مثالهايي نيز از روزنامهها و نشريات معروف دنيا ميآورد.
فصل سوم: خوانندگان با مقالهنويسي يا فيچرنويسي آشنا ميشوند.
فصل چهارم: در اين فصل به نقدنويسي پرداخته شده و همچون فصل خبرنويسي مثالهاي متعددي از نقدنويسي در مطبوعات به خواننده ارائه شده است.
فصل پنجم: فصل پاياني نيز به سبك و شيوه نگارش شخصي اختصاص يافته است.