يک جهانیشدن نداريم
دکتر سعيدرضا عاملي: "... مفهوم جهانيشدن در اين سالها بسيار بزرگ و بيحد و حصر شده است، به قول مانوئل كاستلز كاري كه در 200 سال گذشته درباره مدرنيته انجام شده، تنها طي دو دهه در مورد جهانيشدن انجام شده است. بزرگي مفهوم جهانيشدن، در واقع حكايت از يك تغيير بزرگ دارد...
در جهانيشدن يك بدفهمي بزرگ وجود دارد و اينكه تا ميگويي جهانيشدن يك تصوري پديد ميآيد كه گويي امري است كه كل جهان را فرا ميگيرد، در صورتي كه اين نيست. در واقع جهانيشدن اشاره به اموري دارد كه از خارج از حوزه فيزيكي كه ما در آن زندگي ميكنيم وارد حوزه زندگي ما ميشود...
در ضمن ما يك جهانيشدن نداريم. يكي از تلقيهاي غلطي كه راجع به جهانيشدن وجود دارد و تفكرات سوسياليستي آن را تقويت كردهاند اين است كه ما يك جهانيشدن داريم و آن جهانيشدن غرب است. آن وقت از دل اين تصور، جهانيسازي بيرون ميآيد و همه با آن برخورد ميكنند، چرا كه حقيقتا موضوع نگران كنندهاي است.
نكته اين است كه ما يك جهانيشدن نداريم. هانتينگتون و برگر، كتابي دارند به نام "جهانيشدنهاي بسيار" حرف آنها هم اين است كه يك جهانيشدن نداريم. امروز ژاپن جهاني است، هند هم جهاني است، ايران هم جهاني است...
در فرهنگ جهانيسازي رسانهها در خدمت اهداف تعيين شده هستند و يك ژاپني خاصي را توليد ميكند، يك چيني خاصي را توليد ميكند و به همين ترتيب هر كس و هر گروه يا كشوري را آنگونه كه ميخواهند معرفي كرده و جا مياندازند، لذا جهانيسازي يك امري كاملا جدي است اما اگر جهانيسازي را همه جهانيشدن ببينيم، خواهيم باخت..." [کامل]
از نظرات ،پیشنهادات و انتقادات اساتید محترم ودانشجویان عزیز رشته ارتباطات و رسانه