خارجي. فرهنگي. انگليس. مطبوعاتايران. آكسفورد.
"تحولات روزنامهنگاري حرفهاي در ايران پس از انقلاب اسلامي" موضوع سخنراني دكتر "حسين شهيدي" در دانشگاه آكسفورد بود.
شهيدي در مركز مطالعات خاورميانه "كالج سنت آنتونيز" دانشگاه آكسفورد روند تحولات حرفهاي و تاثير رخدادهاي سياسي بر روزنامهنگاري چاپي در ايران را بررسي كرد.
حسين شهيدي كه داراي دكتراي ارتباطات از دانشگاه آكسفورد است، مدتي نماينده سازمان ملل متحد در امور زنان در افغانستان بود و هماكنون استاد رشته ارتباطات در دانشگاه آمريكايي بيروت است.
به گفته اين استاد ايراني مقيم بيروت، در سالهاي اول انقلاب با آنكه نظام حكومتي كشور تغيير كرد، مالكيت و مديريت روزنامههاي اصلي همچون "اطلاعات" و "كيهان" بهحكومت اسلامي منتقل شد و روزنامههايي همچون"آيندگان" تعطيل شدند، بدنه اصلي روزنامهنگاران فعال چندان تغييري نكرد و بسياري از روزنامهنگاران قديمي به كار خود ادامه دادند.
شهيدي معتقد است كه در سالهاي جنگ عراق عليه ايران به دلايل گوناگون روزنامهنگاري در ايران از نظر كيفيت كار روزنامهنگاران و كيفيت صفحهآرايي و چاپ روزنامهها تحول چنداني نداشته است.
وي از برخي رويدادها ازجمله پايهگذاري ماهنامههاي ادبي، سياسي و فكري و نيز ايجاد ستون روزانه "دو كلمه حرف حساب" در روزنامه اطلاعات و سپس تاسيس هفتهنامهاي با همين نام توسط "كيومرث صابري فومني" به عنوان نخستين نمونههاي طنز واقعي، حرفهاي و مستمر در ايران انقلابي، ازجمله تحولات قابل توجه روزنامهنگاري در سالهاي جنگ در ايران ياد كرد.
وي در بخشي از سخنان خود گفت: ظهور تدريجي نسل جديد روزنامهنگاران و تغيير رويكرد حرفهاي ارايه خبر و تحليل در كنار انتشار روزنامههاي "سلام" و "همشهري" به عنوان رقباي دو روزنامه قديمي عصر موجب رونقگرفتن نسبي بازار رسانههاي مكتوب در ايران شد. به عقيده اين استاد رشته ارتباطات، اين روند گرچه در سال ۱۳۷۱براي مدتي كند شد، ولي پس از آن نيز اين روند رشد كمي و كيفي كاملا كنترل نشد. وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به واردشدن جوانان تحصيلكرده در دانشكدهها و دورههاي روزنامهنگاري و ارتباطات به بازار كار و مجاليافتن استعدادهاي جوان به عرض اندام در حرفه روزنامهنگاري، افزود: تنوع مطبوعات و آزادي عمل آنها در سالهاي اولحكومت اصلاحطلبان گرچه به رشد روزنامهنگاري در ايران كمك كرد اما برخي مشكلات حرفهاي در زمينه دانش، تجربه، خبرنويسي، تحليل و شناخت كامل از مخاطب و نيازهايش همچنان ادامه يافت. شهيدي گفت: در اواخر قرن بيستم و دهه نود ميلادي دستمزد ماهانه و متوسط يك روزنامهنگار حرفهاي تمام وقت در ايران هشتاد دلار و يك روزنامه نگار نيمه وقت پنجاه دلار بود كه به مراتب كمتر از متوسط جهاني آن بود.
به گفته شهيدي، "تحولات پس از دوم خرداد حضور زنان را در عرصه روزنامه- نگاري ايران بشدت رونق بخشيد و آن را از حدود ده درصد به بيش از ۲۵درصد كنوني رساند كه اين خود يك تحول جدي و مثبت به شمار ميرود". شهيدي در بخش ديگري از سخنانش گفت: يكي از مشكلات رسانههاي مكتوب ايران تمركز آنها در تهران است. گرچه شماري از روزنامهها و گاهنامهها ظاهرا متعلق به ديگر شهرها هستند، ولي حدود ۹۵درصد از آنها در تهران به چاپ ميرسند كه اين مساله خود مانع شكوفايي روزنامهنگاري در شهرستانهاي كوچك است. وي شمارگان كل روزنامههاي داراي فروش سراسري در ايران را بر اساس آمارهاي مستقل يك ميليون نسخه در روز و براساس آمارهاي دولتي دو ميليون نسخه در روز برشمرد.
شهيدي گفت: نداشتن يك ديد دقيق و حساب شده از مخاطبان و خريداران بسياري از روزنامهها و نشريات عمومي و تخصصي توسط گردانندگان آنها موجب شده كه رويكردهاي ميان مدت و دراز مدت اين نوع مطبوعات چندان دقيق طراحي و انتخاب نشود.
به گفته وي، نتيجه نداشتن اين ديد دقيق از سليقهها و تنوع مخاطبان به كاهش واقعي خريداران و عملا وابستگي بيش از پيش آنها به يارانههاي دولتي منجر ميشود كه اين امر پيامدهاي منفي خود را دارد.
--->منبع :ايرنا.ايران.روزنامه نگاري.



