|
منبع: دفترمطالعات وتوسعه رسانه |
|
دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها نسخه ديجيتال كتابشناسي انقلاب اسلامي ايران را منتشر كرد. |
|
... [ متن كامل ]
|
سبک متفاوت جمشیدی به آسانی به دست نیامده و به مرور پخته شده. او نویسندهیی بوده که مجری شده. خودش میگوید: «من اول کار نویسندگی میکردم. بعد از جنگ شروع به بازنویسی خاطرات رزمندهها کردم که آنها مجموعههایی شدند از آن جمله این شرح بینهایت، آبی به رنگ خاطره و... . همزمان در صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوری اسلامی قلم میزدم. بعد آمدم رادیو پس از مدتی از رادیو به شبکه چهارم تلویزیون آمدم و بعد ادامه ماجرا... الان 15 سال است با رادیو و تلویزیون همکاری میکنم.»
بعد که به تلویزیون آمد، برخلاف این برنامه مونولوگ سحرهای ماه رمضان، با یک برنامه دیالوگ چالشی به نام «نمای نزدیک» شروع کرد و در همانجا شد نمونه یک «مجری مولّف».
اجرای موفق، تجربه، تحصیل و مطالعات گسترده، آرام آرام باعث شد تا پایش به دانشکده علوم اجتماعی تهران باز شود؛ آنهم به عنوان اولین مدرس اصول و مبانی اجرای تلویزیون و صحنه. او در گفتگو با شبکه ایران گفت: «بنده رفتم 33 امتحان دادم تا توانستم از وزارت کار مدرک مربیگری گویندگی را با استانداردش تعریف کنم، سال 79 در وزارت کار برای این کار استاندارد تعریف شد، سپس گواهینامه مدیریت آموزشگاه فنی و حرفهای گرفتم برای تأسیس اولین مدرسه اجرای تلویزیونی»
و بالاخره همین دو سال پیش بود که رئیس دفتر هماهنگی و سازماندهی مجریان سیما شد. به این ترتیب شاید الان تنها مجری تلویزیون است که حق دارد از همکارانش انتقاد کند و به آنها آموزش بدهد. فرزاد درباره کار مجریان معتقد است: «لحظه مرگ یک مجری لحظهای است که دیگران هم بتوانند مثل او صحبت کنند، مهمترین ابزار یک مجری واژه است.» و خودش نیز البته بیش از همه به ابزار کارش وارد است.
ابزار کارش کلمه است و کارش هم اینکه چنان ادیبانه بداهه گویی کند که اهل ادبیات از آن لذت ببرند و ما مردم عادی نیز رشته کلام از دستمان نرود. او در برنامه سحرگاه فقط صحبت نمیکند؛ جلوی چشم ما و شما قالیچهای از کلمات میبافد. هر روز یعنی هر سحر هم نقش تازهای میزند. نقشهایی که بازی نیست.
میگویند مجری موفق کسی است که خوب بتواند به معنی سینمایی کلمه، «بازی» کند؛ در مورد خاص جمشیدی، جوشش واژگان از یک شاعرانگی و دانش برمیخیزد؛ هرچند که باز مطالعه و فن اجرا هم برای رسیدن به سبک «اجرای ویژه» او کفایت نمیکند.
«برای همین برنامه سحری حداقل 10 ساعت مطالعه میکنم»؛ مجری سحری رمضان نکته مهم در اجرای یک مجری را مطالعه میداند: «انبان ذهن یک مجری هم خیلی زود تمام میشود، اگر 50-40 تا واژه داشته باشد، زود تمام میشود، مگر بتواند واژه ذخیره کند.» فرزاد نمیتواند از مطالعه دل بکند حتی موقع غذا خوردن! این نکته را دوستش رضا رشیدپور میگوید.
اجرای جمشیدی، مجموعهای از تدارک اندیشگی، تکنیک بیان و اجرا، خلاقیت ادبی و روحیه شاعرانه اوست که خروجیاش، شهرت او به صفت «مرغ سحر» است. تناقض ثقیلگویی با پر هیجان و پیوسته سخن گفتن از تفاوتهای اوست.
اما این «پدیده جمشیدی» وقتی با میانبرنامهها جمع میشود، خوراک معرفتی و معنوی سحری روزهداران را جور میکند.
در برنامه سحرگاهی «ماه خدا»، آیتمهایی مانند کوتاهگفتههای حجت الاسلام رنجبر در جوار مسجدالحرام، شعرخوانی مهدینژاد، سخنان کارشناسان و قرائت قاریان برجسته، میانبرنامههایی با صدای شهرام ناظری و حاج منصور ارضی و التماس دعای بینندگان، بخشهایی را تشکیل میدهند که میان اجرای فرزاد جمشیدی روی آنتن میرود.
دشواری کار مجری این برنامه، اجراهای مونولوگ چند دقیقهای و سرساعت چرخاندن آیتمها و میانبرنامهها است به نحوی که راس ساعت اذان با ما خداحافظی کند؛ خداحافظی و سلامی که به کلی متفاوت از همه اجراهای تلویزیونی است. مثلا فقط برای یک سلام میگوید: «در دنیایی که مردم قناری لطیفههایشان رو تو تلفن همراه حبس میکنند، تو دنیایی که مردم خبر بزرگ مرگ آدمها رو روی ورقهای A4 برای هم فکس میکنند، من دستم را میگذارم روی سینه به شما میگویم سلام.»
فرزاد جمشیدی با تکرار و عادت، غریبه است و سحر روز بعد جور دیگری سلام میکند: «اگه راست باشه که بسمالله الرحمن الرحیم اسم اعظم خداست، اگه راست باشه که خاصیت این اسم رهاندن پلیدیها از دل مخاطبهاست، توی یه دستم بسمالله الرحمن الرحیم و تو دست دیگرم سلام میگذارم و به شما عرض احترام میکنم.»
او ضمن آسیب شناسی اجرای تکراری مجریان سیما معتقد است: «ما سراغ واژهها نرفتهایم، چون به روح واژهها نزدیک نشدهایم.» وقتی از او میپرسیم منظورش دقیقا چیست و اصلا او این سبک نوشتن و گفتن را از کجا بدست آورده، میگوید: «در این مورد دو تا چیز را سر کلاس دانشگاه به بچهها گفتهام، دو نکته را من یاد گرفتم از شهید آوینی و علی حاتمی، از علی حاتمی تصویرسازی و تصویری نوشتن را یاد گرفتم، از شهید آوینی آن چیزی که برای من به یادگار مانده، صراحت در لهجه و صادقانه نویسی است. شهید آوینی اصلاً به دنبال دستچین کردن جملات نبود، من فکر میکنم به روح واژه رسیده بود و از این جهت که روح واژه را با مخاطب در میان گذاشته بود، توانسته بود قالب تعارفآمیز روزمره را بشکند و بیننده و شنونده را خیلی راحت دستشان را بگذارد در دست واقعیت؛ صداقت را، آوینی مثل نفس کشیدن در دست لمس میکرد و میتوانست به را حتی با ما در میان بگذارد.»
این نکته روشن است که نمیشود این همه کلمات فخیم را در قالب یک متن از پیش تنظیم شده حفظ کرد و آنجا جلوی آنتن زنده و چشم میلیونها بیننده مثل یک ضبط صوت تحویل مخاطب داد؛ آنهم بدون تپق و سکته و اشتباه لپی!
جمشیدی یک نکته کلیدی دیگر هم برای ارزیابی مجریها توسط بینندگان لو میدهد: «تلویزیون در شش ماه اول، «کار مجری» را به مردم نشان میدهد، بعد از شش ماه «درون مجری» را به مردم نشان میدهد؛ پررویی، بیسوادی، تواضع، ادب، متانت و تمام چیزهایی که در روزمره شخصی ما میگذرد، جلوی آنتن تلویزیون لو میرود و مردم خیلی راحت آن را متوجه میشوند. اگر گفتار ما متملقانه باشد، مطمئن باشید شنونده خیلی زود متوجه میشود.»
اگرچه او نمیخواهد پدرخوانده اجرا در ایران باشد اما «پدر اجرای ایران» عنوانی است که در میان مجریان سیما، بیش از همه برازنده سیمای اوست.
منبع :سایت شبکه ایران
كتاب «تكنيكها و تاكتيكهاي تبليغات» نوشته دكتر احمد روستا و علي خويه، توسط انتشارات سيته چاپ و منتشر شد.سرجيو زيمن در كتاب «تبليغاتي كه ما ميشناسيم به آخر خط رسيده است» رازهاي ناگفتهاي را از تبليغات بازگو ميكند و ميگويد كه امروزه تبليغات از در و ديوار شهر بالا ميروند و از شبكههاي تلويزيوني پخش ميشوند و براي مخاطبان خستهكننده و نفرتآور شدهاند و به همين دليل، مخاطبان با دستگاه كنترل از راه دور از تبليغات شبكههاي تلويزيوني و ماهوارهاي فرار ميكنند. بررسي چگونگي بازاريابي در كشورهاي پيشرفته، به ما ثابت ميكند كه به چه چيزهايي بيش از تبليغات كنوني نياز داريم، چيزهايي كه فراموش شدهاند و چيزهايي كه فقط چشمان تيزبين قادر است آنها را مشاهده كند.
در اين كتاب سعي شده است، تاكتيكها و تكنيكهايي ارائه شود كه بتوانند برخي از شركتها را از تكرارها و تقليدهاي تبليغاتي خلاص كنند.
همچنين در اين كتاب سعي شده است تا با نگرشي نو به برخي از استراتژيها، تاكتيكها و تكنيكهاي تبليغات از ديدگاههاي مختلف پرداخته شود.
كتاب حاضر در يازده بخش تدوين شده است كه در بخش يكم درباره مزيت رقابتي تبليغات بحث ميشود و در بخش دوم مفاهيم و مباني تاكتيكها و تكنيكهاي تبليغات بررسي ميشود. سپس در بخش سوم تاكتيكها و تكنيكهاي نوين معرفي ميشوند.
از اهميت و ارزش خلاقيت در هر علمي نبايد غافل شد؛ زيرا طبق گفته بزرگان: «خلاقيت ذهن را بيمه ميكند» و «كساني كه خلاقيت دارند هميشه پيروزند». بنابراين در بخش چهارم، به طور مختصر مقوله خلاقيت و چند تكنيك اجرايي آن بررسي ميشود. در بخش پنجم به اختصار درباره تكنيكهايي كه مرتبط با ورزش هستند، صحبت ميشود. در بخش ششم با توجه به هنرهاي تجسمي و غيرتجسمي، به بررسي برخي تكنيكها و تاكتيكهاي الهام گرفته از اين هنرها اشاره شده است. بيشترين حجم تبليغات در امور بازرگاني و اقتصاد است. در اين كتاب نيز با آن كه گاهي اشارهاي به تبليغات در زمينههاي ديگر شده است، ولي به تكنيكها و تاكتيكهاي تبليغات بازرگاني توجه بيشتري شده است. در بخش هفتم به بررسي تكنيكها و تاكتيكهاي مديريتي و بازرگاني در زمينه تبليغات پرداخته شده است. در بخش هشتم تكنيكها و مدلهاي تبليغاتي كه ميتوان آنها را از مهندسي و مديريت استخراج كرد، معرفي ميشوند. در بخش نهم بحث كوتاهي از تكنيكها و مدلهاي آيندهپژوهي ارائه ميشود. بخش يازدهم زمينههاي ديگري كه بتوان از آنها براي استراتژيها، تاكتيكها و تكنيكهاي تبليغاتي استفاده كرد، به عنوان راهي بيپايان فراروي محققان، مديران و پژوهشگران قرار ميگيرد.
تكنيكها و تاكتيكهاي تبليغات به تازگي در شمارگان 2000 نسخه از سوي انتشارات سيته با قيمت 3000 تومان روانه كتابفروشيها شده است
|
||||||
|
كتاب تبليغات سياسي(با رويكرد به فنون تبليغات) تأليف دکتر حسن سبيلان اردستاني منتشر شد.
تبليغات عبارت از بهرهگيري كم و بيش عمدي، سيستماتيك و طراحي شده از سمبلها كه به طور عمد توسط تلقين و تكنيكهاي رواني مناسب انجام ميشد و با هدف تغيير و كنترل افكار، عقايد ارزشها و در نهايت تغيير رفتار آشكار افراد، به سوي مسير تعيين شده، همراه است.
هر علم عملي براي تحقق نياز به اصول، اهداف، سياستها، استراتژيها، برنامهريزي [بلند مدت و كوتامدت] و درنهايت فنون [تاكتيكها و تكنيكها] دارد. كتاب حاضر معطوف به فنون تبليغات سياسي است، احمد روستا در خصوص فنون ميگويد: شيوهها و فوت و فنهاي ارائه تبليغ را تكنيكهاي Technic or Technique تبليغات گويند و راههايي را كه بتوان تبليغ را پيش برد، و ادامه حيات آن را تضمين كرد، تا اثر بخشي خود را همچنان حفظ كند، تاكتيك Tactic تبليغاتي مينامند.
تاكتيك تبليغاتي شيوههاي مبارزه در ميدان تبليغات بين افراد و گروهها براي پيشبرد هدفهاي خويش است. تاكتيك تبليغاتي راه و راهكارهاي تبليغاتي براي موفقيت و پيروزي در جنگ تبليغاتي است كه باعث ميشوند تا اهداف زودتر و بهتر تحقق يابند. تاكتيك تبليغات معرف چگونگي رقابت براي به دست آوردن سهم بيشتر از آراء شهروندان، حفظ وفاداري همكيشان، ايجاد و تقويت حس اطمينان و اعتماد به شهروندان، جذب طرفداران، اشاعه انديشههاي جديد بين شهروندان و غيره است.
كتاب تبليغات سياسي به دو بخش تقسيم شده است.
بخش اول به تعريف تبليغات سياسي و ملزومات آن ميپردازد و بخش دوم كه عمده كتاب نيز ميباشد به سه جزء كوچكتر؛ 1- فنون كلان، 2- فنون متوسط و 3- فنون خُرد ميپردازد.
كتاب تبليغات سياسي(با رويكرد به فنون تبليغات) در 216 صفحه براي اولينبار با شمارگان يك هزار نسخه و به قيمت 3500 تومان توسط موسسه كتاب «مهربان نشر» (تلفن 66973175) منتشر شده است. (در کتاب فروشی آگاه موجود ميباشد
تازهترين شماره ماهنامه پژوهشي اطلاعات حكمت و معرفت با پروندهاي براي «دين و رسانه» روانه پيشخوان روزنامهفروشيها شده است.در پرونده ویژه اين شماره اطلاعات حكمت و معرفت ميخوانيم:
● افول معنا در رسانه: گفتوگو با عليرضا شجاعيزند / منوچهر دينپرست
● مناسكسازي ديني در رسانه: گفتوگو با حسن خجسته / منوچهر دينپرست
● رسانه در مقام ترويج دين: گفتوگو با پرويز فارسيجاني / پريش كوششي
● رسانه ديني يا دين رسانهاي / سيدحسن حسيني
● جهان مجازي تلويزيون / هادي صادقي
● وفاق اخلاقي در جامعه جهاني / رابرت وايت، ترجمه حسين كياني
● صداي واسطه: وسايل ارتباط جمعي شمني و تكنيكهاي كهن ارتباطات مقدس / ميهالي هوپال، ترجمه مرضيه سليماني
● عليه تصوير: كلام و تصوير؛ تزاحم ايمان و انكار / حسين عميد
● مناسك رسانه؛ دين و فريمهاي تصوير / عمادالدين هوفر
● كتابشناسي پرونده
اخلاق رسانه نوشته فيليپ پاترسون و ليسي ويلكينز
جنسيت، نژاد و طبقه در رسانه نوشته گيل دنيس و جين هومز
دين در عصر رسانه نوشته اس هوور
دين و رسانه نوشته هفت دوريس و ساموئل وبر
|
منبع :مدیا نیوز | |||
| |||
|
پس از 28 سال موفق و تسخیر دنیای فناوری اطلاعات و نزدیکی به دست یافتن به آرزوی "یک کامپیوتر در هر خانه" بیل گیتس با چشمانی پر از اشک از مایکروسافت خداحافظی کرد. بیل گیتس گفت: که قلب او همیشه با مایکروسافت و انسان های باهوشی که در آن کار می کنند خواهد ماند اما بعد از این بیشتر وقتش را در بنیاد بیل و ملیندا خواهد گذراند. بالمر از تلاش های چندین ساله گیتس برای پیشرفت و موفقیت مایکروسافت قدردانی کرد. البته پیش از این بیل گیتس برنامه های کاری خود را اعلام کرده و گفته بود که سه روز کاری خود را در بخش پروژه های جدید مایکروسافت خواهد گذراند. بیل گیتس در سال 1975 همراه دوست دوران کودکی خود پائل آلن مایکروسافت را تاسیس کرد و اکنون پس از سال های دراز این شرکت نرم افزاری توانسته است خود را به قلب دنیای فناوری اطلاعات و رایانه تبدیل کند. گیتس در مراسم پایانی خود گفت: همیشه "یک کامپیوتر در هر خانه" را یک آرزوی دست یافتنی می دانسته و اکنون بسیار به آن نزدیک شده است. |
كتاب «راديو و مديريت بحران» نوشته دكتر حسن سبیلان اردستانی توسط دفتر پژوهش هاي راديو به پیشخوان کتابفروشيها آمده است.
در مقدمه نويسنده اين كتاب آمده است: نقش راديو در مديريت بحرانها را ميتوان در قالب چهار نقش رسانهها مورد بررسي قرار داد. اين چهار نقش عبارتند از: رسانهها عامل كنترل، رسانهها عامل فشار، رسانهها عامل مداخلهگر، رسانهها عامل ابزاري.
در توضيح با رويكرد به راديو ميتوان گفت در نقش عامل كنترل، راديو خود سرچشمه و باني تغييرات و تحولات محسوب ميشود و برخلاف نظرات كارگزاران و سياستمداران موردنظر عمل ميكنند، مانند بحران ويتنام. عامل دوم، فشار راديويي در مديريت بحرانهاست. در اين ميان اطلاعرساني راديوها ميتواند از عمل ايجاد بحران و يا خود بحران بهشمار آيد. در اين نقش راديوها (مانند بيبيسي) اطلاعات را در سطح جامعه و جهان پخش نموده و هيچ چيز پنهاني را باقي نميگذارند. بنابراين در اين حالت شفافيت، بحرانآفرينان با مشكلاتي جدي مواجه خواهند شد. سومين عامل، نقش مداخلهگري است. راديو در اين نقش بهعنوان يك عنصر فعال بخشي از مديريت بحران را بر عهده گرفته و در حالي كه بين طرفهاي درگير نزاعي وجود ندارد، نقشي تعيينكننده از خود برجاي ميگذارند، مانند فجايع طبيعي. در اين فرآيند راديوها به ابزاري منفعل در خدمت كارگزاران مديريت بحران يا سياستمداران و اربابان قدرت (صاحبان سرمايه) تبديل ميگردند و تنها خواسته و منويات كارگزاران ذيربط را محقق ميسازند. در اينگونه مواقع اگر كارگزاران ذيربط خود بخشي از بحران باشند و يا به عبارت بهتر يك طرف بحران باشند، راديو بهجاي مديريت بحران، خود ابزاري بحرانآفرين ميگردد. علاوه بر چهار نقش برشمرده شده، راديوها در مديريت بحران، نقش پنجمي نيز ميتوانند داشته باشند و آن هم نقش خنثي است. در اين نقش راديوها آگاهانه يا ناآگاهانه وارد موضوع بحران نميشوند.
در اين كتاب سعي شده است، تواناييهاي قابل تحقق راديو در مديريت و مهار بحرانها در موارد همپوشي و هماهنگي آن با ساير رسانهها مورد عنايت قرار گيرد.
به منظور انسجام و فهم دقيق نقش راديو در مديريت بحرانها، مطالب اين كتاب در چهار فصل تدوين و ارايه شده است: فصل اول به تعريف بحران و شاخصهاي آن اشاره ميكند. در فصل دوم، مديريت بحران، مراحل استراتژيها و تكنيكها توصيف ميشوند. در فصل سوم نقش راديو در مديريت بحران به صورت كلان آورده ميشود و سرانجام نقش راديو در مديريت بحرانهاي موضوعي در فصل چهارم ميآيد.
كتاب راديو و مديريت بحران در 150 صفحه براي اولينبار با شمارگان دوهزار نسخه و به قيمت 1300 تومان توسط انتشارات دفتر پژوهش هاي راديو منتشر شده است. (در فروشگاه سروش نبش خ فلسطین موجود است)
+ |
کتاب «مديريت در روابط عمومي» تالیف ويكي دابي با ترجمه دكتر رحمان سعيدي توسط انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي به پیشخوان کتابفروشيها آمده است. اين كتاب يك مجموعه كامل از موضوعات متنوع در مديريت را براي مطالعه، تبيين و تجزيه و تحليل، مشابهسازي و حل مسائل در دسترس مطالعهكنندگان قرار ميدهد و نيز مجموعهاي از ديدگاههاي جديد مديريت را در ابعاد مختلف ارائه ميكند.
سرفصلهاي كتاب، موضوعهاي مديريت سطح بالا، متوسط و پايين را شامل ميشود. از اين ميان ميتوان به مديريت مردم، زمان، فضا و بودجه اشاره كرد كه مورد بررسي قرار ميگيرند.
كتاب حاضر در نه فصل تنظيم شده است كه در فصل اول با عنوان «اصول و جايگاه روابط عموميها» درباره تعريف روابط عمومي عملي، انواع مشاغل در آن و همچنين قيمتگذاري و برآورد هزينه در روابط عمومي بحث ميشود.
در فصل دوم با عنوان «روابط عمومي چيست و چرا؟» اصول دهگانه روابط عمومي، ويژگيهاي شخصي و آموزشي كارگزار روابط عمومي، شغل روابط عمومي حرفهاي، عملكرد و ارزشهاي آن در جامعه و در پايان فصل نيز چالشهاي روابط عمومي بررسي ميشود.
توانايي نوشتن يك ضرورت آشكار براي كار روابط عمومي است و نوشتن جزء لاينفك فرآيند كلي روابط عمومي است. بنابراين اين موضوع در فصل سوم با عنوان «اصول روابط عمومي» مورد بررسي قرار ميگيرد.
در فصل چهارم با عنوان «محتواي سازماني روابط عمومي» درباره كاركردهاي اصلي، مسئوليتها، روابط كاري و نقش سازماني روابط عمومي بحث خواهد شد چون متخصصان روابط عمومي در سازمانهاي مختلف كار ميكنند و ممكن است كار آنها در بخشهاي داخلي سازمان يا در بخشهاي خارجي يا در بخش خدمات و مشاوره فعاليت داشته باشند.
در فصل پنجم كتاب با عنوان «مشاوره روابط عمومي در خارج از سازمان» انواع، معايب و مضرات مشاوره روابط عمومي بحث ميشود.
فصل ششم كتاب با عنوان «آموزش روابط عمومي» به طور مختصر به بررسي فعاليتهاي يك روابط عمومي نمونه و رئوس فعاليتهاي آموزشي روابط عمومي در هند ميپردازد.
آيا روابط عمومي بايد بخشي از وظايف افراد در يك سازمان باشد؟ يا برعكس در داخل سازمان بايد يك تشكيلات تماموقت روابط عمومي داشته باشيم و در خارج از سازمان هم از خدمات مشاوره يك دفتر روابط عمومي بهرهمند شويم؟ و سرانجام آيا وظايف روابط عمومي در انحصار كارگزاران اين حرفه است؟ پاسخ سوالات به صورت طيفي است از مجريان كه آنها عملا سازمانهاي روابط عمومي پارهوقت هستند تا آنهايي كه روابط عمومي شغل تخصصي آنهاست. اين موضوع در فصل هفتم با عنوان «روابط عمومي به عنوان بخشي از وظايف ديگر» بررسي ميشود.
يكي از بيشترين انتقاداتي كه تاكنون از مديريت روابط عمومي به عمل آمده اين است كه تعريف مشخصي از امور اجرايي و ارزيابي ارائه نكرده است. بعضيها اعتقاد دارند كه كليد حل مسائل مديريت روابط عمومي در اين است كه درك درستي از اين موضوع داشته باشد و به ديگران ارائه دهد كه فرق بين فعاليت در مديريت روابط عمومي و فعاليت در ساير بخشهاي مديريت چيست؟ فصل هشتم با عنوان «اجرا» به اين موضوع كمك ميكند.
در فصل پاياني كتاب با عنوان «اداره مطبوعات و رئيس اداره مطبوعات» ده مسئوليت رئيس اداره مطبوعات، مسئول انتشارات و اخبار، دسترسي به اطلاعات برون سازماني، تاثير شخص سوم در ارتباطات و نكاتي درباره روابط رسانهاي مناسب ارائه ميشود.
كتاب مديريت در روابط عمومي در 196 صفحه براي اولينبار با شمارگان هزار نسخه و به قيمت 2500 تومان توسط انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي منتشر شده است



